تبليغاتX
#×^#ملاقات با دوزخیان#×^#
http://www.bayati-online.bdl.ir/
در باره ی ما

صدا کن مرا
صدای تو خوب است .
صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید .
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم .
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگاست .
و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمیکرد.
و خاصیت عشق این است .
کسی نیست ،
بیا زندگی را بدزدیم ، آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم .
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم .
بیا زودتر چیزها را ببینیم .
ببین ، عقربک های فواره در صفحه ی ساعت حوض
زمان را به گردی مبدل می کنند .
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام .
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را .
مرا گرم کن
پیوند روزانه
سایت من
بهترینه
ديگشنري انگليسي به فارسي
ساختن سايت رايگان
وبلاگ پر عكسه
فروشگاه ان لاين فيلم هاي روز دنيا
قالب ساز بلوگفا 2007
پنگوئن قالب ساز بلوگفا
قالب های زیبا و سبک برای وبلاگ های فارسی
خبرگزاری مهر
خبرگزاری ایرنا
خبرگزاری ایسنا
حرفه خبرنگار
سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا
دانلود نرم افزارهای رایگان
سرگرمی های جالب زندگی ایرانی ها
عدد پی تا یک میلیون عدد اعشار
اگه می خواین بدونید که عید نوروز در سراسر جهان در چه ساعتی و در چه روزیه یه سر به لینکه زیر بزنید
بهترین عکسها از نانسی و خوانندگان دیگر
کلیپ های موبایل
گالري عكس براي شما دوستان عزيز
هر چقدر دلتون می خواد این اقا رو بزنین
گروهبندی تیمهای شرکت کننده در جام جهانی۲۰۰۶ آلمان.+۱۸
دختر شهرمون
دختر ایرونی
دختر ایرونی 1
باحاله نگاه کن
از دوستان عزیز خواهش میکنم کسانی که دل نازک هستند این عکسهارو نبینن
عکس های از لب دریا 6
عکس های از لب دریا 6

Far30Mobile
SHophaa

زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين
جستجو درسایت
"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!


لوگوی دوستان
<--- لوگوي شما --->
قالب ساز


تبلیغات شما
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
تنهایم
نوشته شده توسط : حمزه

لينک ثابت |شنبه 1385/02/30|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
سفرت بخیر ای مسافرم سفرت بخیر
نوشته شده توسط : حمزه

سفرت بخیر ای مسافرم سفرت بخیر..... ای عشق من.... میمیرم برات نمیدونستی میمیرم بی توبدون چشات رفتی از برم تو نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات ارزومه که نمی دونستی که من میمیرم برات نمی خوام بیای نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی نمی خوام مثل یه شمه بسوزی تا حروم بشی برو تا بزرگی می خوام فقط ارزوم بشی میمیرم برات......

نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی میمیرم برات نمی دونستی میرم بی تو بدون چشات رفتی از برم تومی دونستی که دلم بسته به ساز صدات ارزوم که نمی دونستی که من میمیرم برات نمی خوام بیای نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی نمی خوام ازت نمی خوام مثل یه شمع بسوزی تا تموم بشی برو تا بزرگی می خوام فقط ارزوم بشی میمیرم برات نمیدونستی میمیرم بی توبدون چشات رفتی از برم تو نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات ارزومه که نمی دونستی که من می مییرم برات میمیرم برات عاشقم هنوز نمی خواستی که بمونی وبسوزی به ساز دلم گفتی من میرم نمی خواستی بری تا فردا ها گل خوشگلم برو راهی نیست تا فرداها بروای گلم سفرت بخیر اگه میری از اینجا تک وتنها تا یه شهر دور برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور سفرت بخیر برو در شکستی زمن می تونی دوباره بساز نظری شکسته نا امید وخسته تو باز برو تو بازم برو نمی خوام بیام نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی نمی خوام ازت نمی خوام ازت نمی خوام مثل یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی برو تا بزرگی می خوام که فقط ارزوم بشی میمیرم برات نمیدونستی میمیرم بی توبدون چشات رفتی از برم تو نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات ارزومه که نمی دونستی میمیرم برات.... میمیرم برات.....این شعر رو تقدیم می کنم به تمام جون های عاشق....

لينک ثابت |شنبه 1385/02/30|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
الا یا ایهاالساقی
نوشته شده توسط : حمزه

بوی حضورت ارام از گوشه حیوان به گوش یا کریمای روی دیوار می رسد یا کریم های حضورت را احساس می کنند و شا عرانه برایت غزل می خوانند چه شاعرانه دوستت دارم دست مرا بگیر در رگ هایم شعر بریز در چشم هایم در شانه هایم شعر بریز که شعر بوی عشق میدهد و عشق گم شدن در ذات بی منتهای توست مرا شاعر کن مرا عاشق کن مرا سعادت گم شدن ده گم شده ای که هیچگاه سر گردان بیراهه هانیست مرا به تو نزدیک می کند این غروب ارام وقتی یاس ها عطر حضور تورا می پراکنندو کوچه ها به سمت مهربانیت قامت می بندند قامت سبز شب بو ها از دیوار مسجد بالا می رود ودیوارها سرمست از عطر جذابی سر بر اسمان بلند می کنند اه تو را صدا می زند دیواردیوار تو را صدا می زند کو چه ها به سمت تو قا مت می بند ند پنجره ها به سمت تو باز می شوند و پرده ها در دستان باد بی اختیار ترانه ات می شوند صدای اذان غروب را در کوچه پس کو چه های این حوالی به رقص در می اورد و گلدان ها در عاشقانه ترین لحظه ها خود را به دستان بی قرار نسیم می سپارند صدای تو گوشم را نوازش می کند و دست بر سرم می کشد صدای تو پلک هایم را باز می کند به وسعت هفت اسمان بیداری اه تو در تمام ثانیه هایم حضور داری ثانیه ها بوی شوق میدهند بوی سلام بوی عشق الا یا ایهاالساقی ادر کاساءوناولها که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها ببوی نافه ای کاخر صبا بازان طره بگشاید زتاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها مرا در منزل جانان چه امن عیشو چون هردم جرس فریاد می دارد که بر بندید محملها بمی سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید که سالک بخیر نبود زه راه ورسم منزلها شب تاریک وبیم موج و گردابی چنین هایل کجا دانند حال ما سبکباران سا حلها همه کارم زخود کامی به بد نامی کشد اخر نهان کی ماند ان رازی کزو سازند محفلها حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ متی ماتلق من تهوی دع ادنیا و اهملها.... این مطلب رو تقدیم به تمام جوانان ایران زمین مخصوصاء بر وبچه ها رفقها و دوستانم می کنم با اجازه خوش باشید حمزه

لينک ثابت |پنجشنبه 1385/02/28|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
تقديم با عشق
نوشته شده توسط : حمزه
لينک ثابت |دوشنبه 1385/02/18|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نوشته شده توسط : حمزه

برترین گوهره وجود تنهایی ها

موثرترین مسکن التهابهای افکار پریشان

زیباترین لحن بودن در لحظات تعریف شده

بهترین و گرمترین تماس در بی نهایت های وجود

با ارزشترین دارایی مطلق در عین نداری مطلق

صمیمی ترین بودن در تمامی بودنها

و بالاخره زیباترین رویا در تمام بیداریها

لينک ثابت |دوشنبه 1385/02/18|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
امیدوارم هیچ وقت هیچ وقت عاشقهای دنیا به این روز نیفتن
نوشته شده توسط : حمزه
انتحار

امیدوارم هیچ وقت هیچ وقت عاشقهای دنیا به این روز نیفتن.

اگه با من موافقی بگو الهــــــــــــی آمیــــــــــن

لينک ثابت |دوشنبه 1385/02/18|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
هزار دل به تو بستم
نوشته شده توسط : حمزه
نه يک دل نه صد دل
هزار دل به تو بستم
نه يک بار نه صد بار
هزار دفعه شکستم

چه با عشق چه بی عشق
نیفتادی به دامم
چگونه مي تونم
ترا عاشق بنامم


نگام کردی نکردی
صدام کردی نکردی
نگاهی عاشقونه
به من کردی نکردی

با اين که از تو دلتنگم
ولی با تو نمی جنگم
نگاه کن با دل عاشق
هنوز با تو يکرنگم

تو ای عزيزتر از جونم
گل ياس تو گلدونم
هوای عشق تو را دارم
تا وقتی از تو می خونم


نگام کردی نکردی
صدام کردی نکردی
نگاهی عاشقونه
به من کردی نکردی
لينک ثابت |یکشنبه 1385/02/17|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نسيم خانم گلم سارا خانم از نظراتتون متشكرم
نوشته شده توسط : حمزه
سلام من چند روزيه كه دلم گرفته موندم كه  چيكار كنم  اخه ۲ ماه ديگه مي خوام برم خدمت  در ضمن از نسيم خانم گل كه برام نظر ميزاره و دلم رو  شاد مي كنه  متشكرم مي خوام از اينجا بگم ادمي به با وفاي ايشون نديدم  در حالي كه اصلا يه بار هم نديدمش ولي دوسش دارم اميدوارم هر جا هستش موفق باشه   در ضمن از سارا خانم گلم كه  برام نظر مي ده و منو تنها نمي زاره متشكرم امي دارم كه موفق باشه  مي خوام يه گلايه از نسم بكنم اينه كه چرا برام پي ام نمي زاري با من قهري به من بگو   شايد با هم اشتي كرديم  اماميد دارم كه از اين  وبلاگ خوشتون بياد  دوستدار همتون حمزه بياتي بچه بهشهر  با اجازه يا هووووووووو...........

لينک ثابت |جمعه 1385/02/15|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
عشق دردناك است
نوشته شده توسط : حمزه

 

عشق دردناك است

 چون براي سعادت راه مي‌آفريند.

 

 عشق دردناك است،

 چون دگرگون مي‌كند؛

 عشق دگرگوني است.

 

هر دگرگوني دردناك خواهد بود،

چون كهنه به خاطر نو ناگزير است رها شود.

 

 

لينک ثابت |جمعه 1385/02/08|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
باز می کنم دست یاری بسویت دراز
نوشته شده توسط : حمزه

كنج ديواري نشسته .

 

 ديواري كه گويي با خود تنها كوله بار نااميدي

 

را به دنبال دارد

 

اين صداي تسبيح مهربان ترين فرشته ي زمين است

 

تسبيح او دورها مي زند و از نو شروع مي كند

 

ناگهان وحشت انگيز ترين سالن پر از دانه هاي تسبيح مي شود

 

همان هنگام است كه گويي قلبش فشرده مي شود

 

صداي شكسته شدنش را مي شنوم

 

به دنبال دانه ها مي رود  و آنها را جمع هيران است

 

دلش فرياد مي زند گم شد

 

ديگر دلش از اشكهايش لبريز مي شود

 

و روي چهره اش نقش مي بندد

 

مي گريست و به دنبال آخرين مهره اش بود

 

اين تسبيح را همسفرش  در كربلا برايش خريده بود

 

همسري كه بعد از آن سفر  ديگر بهاري را نديد  و به سرزمين

 

پريان كوچ كرد

 

دوباره برگشت

 

صداي در بود كه باز مي شد

 

يكي پس از ديگري هراسان  برانكارد  را حمل  مي كردند

 

تنها نگاه مي كرد هيچ نمي گفت

 

شايد حرفي براي گفتن نداشت  يا قادر به گفتن نبود

 

تنها اشكهايش بيا نگر تمام دردي بود

 

 كه در سينه اش احساس مي شد

 

ديدگانش خيره بود بر برانكاردي كه هر لحظه دورتر مي شد

 

روي سالن نشست و گريست

 

نا گهان چشمهايش نوري را ديد

 

آري پيدايش كرد مهره ي پاياني را

 

برداشت از نو شروع كرد  به گرداندن آن

 

نور اميد به دلش روشني بخشيد

 

نذر كرده بود  مي دانست جز دعا كاري از او بر نمي آيد

 

براي همين از گم كردن مهر هي پاياني نگران شده بود

 

و حالا به نذرش پرداخت

 

مي گريست

 

آخر اويي كه بر روي برانكارد بود

 

 تنها يادگار  همسفر كوچ كرده اش بود

 

ديگر نمي خواست آن هم او را تنها بگذارد

 

از حال رفت 

 

تنها صدايي بود كه آخر آن را در انتهاي نا اميدي شنيد

 

به هوش آمد او برگشت

 

مادرش را صدا كنيد  در انتظار پسرش بود

لينک ثابت |جمعه 1385/02/08|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
چرا که می­دانم خواهی آمد.
نوشته شده توسط : حمزه

روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود

يادته يه روزي بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده  ...

  گفتم اگه بارون نيومد چي؟؟ 

 گفتي اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره ...

 گفتم يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار ...

 گفتي به چَشم ... حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي باره ...

 و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي ...

(سخته يکي بهت بگه ستاره شو ببينمت .. بعد يه کم  که بگذره بگه ديگه نيا ببينمت)  نه؟

 

 

       

 

 

چه بگویم؟

 کدام یک از حرفهای دلم را؟

خسته­ام ! از نامهربانیها خسته­ام !

آری روزگارم به سختی می­گذرد.

اشک مرا می­شناسد چرا که همیشه مرا در بیابانهای احساساتم یاری می­کند

 و هر زمان که احساس دلتنگی و غم و غصه در روحم پیچیده می­شوند

 برای نجاتم به سراغم می­آید.

می­دانی!

مدتهاست قلب بیمارم را به مشت گرفته­ و به گدایی محبت آمده­ام.

قلب بیمارم را پس زدی و شکستی .

آن هم زمانی که تنها درمان قلب  بیمارم دوای محبت بود.

 گله­ای نیست!

 برو!

 و من برای همیشه قلب بیمارم را در سینه خواهم فشرد

 تا محبت بیگانه­ای دوای دردش نباشد

چرا که می­دانم خواهی آمد.

          در یکی از ماههای فصل بهار سال آینده

                                                           آن هم

                                                                   بر سر خاکستر مزارم.............

 

 

لينک ثابت |جمعه 1385/02/08|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
مي دونم اونجايي؛
نوشته شده توسط : حمزه

 

براي تو مي نويسم؛

تو كه يه جا تو اين دنياي پهناوري.

كسي كه همه ي عمر منتظرش بودم.

شايد هيچوقت اينارو نخوني،

اما يه روز تو مياي همونطور كه فروغ گفت :

كسي مي آيد كه مثل هيچكس نيست.

 

مي دونم اونجايي؛

هر شب به باد پيغام هامو ميگم و باهاش يه بوسه همراه مي كنم.

آخه ميدوني باد خيلي عاقله؛همه جارو گشته.

اون ميدونه تو كي هستي و كجايي...

بعضي روزا رو چمن دراز مي كشم و به ابرها نگاه ميكنم.

آخه اونا قشنگند.

ميشه ساعتها به اونا نگاه كرد و خسته نشد.

مي دونم اونجايي لابلاي همين مردم.

مي دونم كه يه اتفاق ساده باعث ميشه كه تورو بشناسم.

صبر ميكنم.شايد همه ي عمرمو.

اما حتي اگه آشنايي با تو يه لحظه باشه،اما به اين صبر مي ارزه.

و من دستانم را در باغچه خواهم كاشت

 

                           سايه اي باشد كه در آن دمي بياسايي

 

و نگاهم را فرشت خواهم كرد

 

                           و بر قدمهايت بوسه ميزنم

 

قلبم ايمان دارد كه روزي ميايي

 

                           و لبانت پيغام آور تبسم 

 

                                     براي دل خسته ي من خواهد بود.

 

مي دانم روزي خواهي آمد

 

                              «كسي كه مثل هيچكس نيست

لينک ثابت |جمعه 1385/02/08|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
خوش اومدی جون
نوشته شده توسط : حمزه

عمري به سر دويدم در جست وجوي يار

جز دسترس به وصل ويم آرزو نبود

دادم در اين هوس دل ديوانه را به باد

اين جست و جو نبود

هر سو شتافتم پي آن يار ناشناس

 گاهي ز شوق خنده زدم گه گريستم

بي آنكه خود بدانم ازين گونه بي قرار

مشتاق كيستم
 

رويي شكست چون گل رويا و ديده گفت

اين است آن پري كه ز من مي نهفت رو
 

خوش يافتم كه خوش تر ازين چهره اي نتافت

در خواب آرزو

هر سو مرا كشيد پي خويش دربدر
 

اين خوشپسند ديده زيباپرست من

شد رهنماي اين دل مشتاق بي قرار

بگرفت دست من

و آن آرزوي گم شده بي نام و بي نشان 

 در دورگاه ديده من جلوه مي نمود

در وادي خيال مرا مست مي دواند 
 

وز خويش مي ربود
 

از دور مي فريفت دل تشنه مرا 

 چون بحر موج مي زد و لرزان چو آب بود

وانگه كه پيش رفتم با شور و التهاب 

 ديدم سراب بود

بيچاره من كه از پس اين جست و جو هنوز 
 

مي نالد از من اين دل شيدا كه يار كو ؟

 كو آن كه جاودانه مرا مي دهد فريب ؟

 بنما كجاست او


هميشه چشمانم در غروب فاصله ها باران را زمزمه مي كند

و درشبهاي غربت نبودنت را

به بهاي اسارت قلبم

در خاموشي آرزوها به زنجير غم مي كشاند .

در انتظارت تمام فصلهاي يخي را به لحظه ها سپردم وبه اميد آمدنت به ماهي قرمز تنگ خانه مان نويد دريا را دادم

 تا او هم مانند من به اميد رفتن زنده مانده و در هواي آزادي تنفس كند .

 بيا اي بهانه كه سرماي دستانم در تبلوره حضور دستانت

 بودن خود را باور مي كند

عشق تو برايم زيباتر از هر زيبايي و با شكوه تر از هر منظره اي ميباشد

 تو دنياي ناشناخته اي هستي كه تنها با ظهورت می توان آنرا كشف كرد

به اندازه همه ي دنيا دوستت دارم

و  به اندازه ي تمام ستايشگران ستايشت مي كنم

اگر در راه عشق تو وجودم را به هزاران تكه قسمت كنند

 هر تكه آن با صداي بلند فرياد ميزند

 تو را دوست دارم 

 من دوستت دارم

نگاهم تا ابد تا لحظه روئيدن مطلق به دنبال نگاه تو خواهد بود

 

لينک ثابت |جمعه 1385/02/08|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نوشته شده توسط : حمزه

عمري به سر دويدم در جست وجوي يار

جز دسترس به وصل ويم آرزو نبود

دادم در اين هوس دل ديوانه را به باد

اين جست و جو نبود

هر سو شتافتم پي آن يار ناشناس

 گاهي ز شوق خنده زدم گه گريستم

بي آنكه خود بدانم ازين گونه بي قرار

مشتاق كيستم
 

رويي شكست چون گل رويا و ديده گفت

اين است آن پري كه ز من مي نهفت رو
 

خوش يافتم كه خوش تر ازين چهره اي نتافت

در خواب آرزو

هر سو مرا كشيد پي خويش دربدر
 

اين خوشپسند ديده زيباپرست من

شد رهنماي اين دل مشتاق بي قرار

بگرفت دست من

و آن آرزوي گم شده بي نام و بي نشان 

 در دورگاه ديده من جلوه مي نمود

در وادي خيال مرا مست مي دواند 
 

وز خويش مي ربود
 

از دور مي فريفت دل تشنه مرا 

 چون بحر موج مي زد و لرزان چو آب بود

وانگه كه پيش رفتم با شور و التهاب 

 ديدم سراب بود

بيچاره من كه از پس اين جست و جو هنوز 
 

مي نالد از من اين دل شيدا كه يار كو ؟

 كو آن كه جاودانه مرا مي دهد فريب ؟

 بنما كجاست او


هميشه چشمانم در غروب فاصله ها باران را زمزمه مي كند

و درشبهاي غربت نبودنت را

به بهاي اسارت قلبم

در خاموشي آرزوها به زنجير غم مي كشاند .

در انتظارت تمام فصلهاي يخي را به لحظه ها سپردم وبه اميد آمدنت به ماهي قرمز تنگ خانه مان نويد دريا را دادم

 تا او هم مانند من به اميد رفتن زنده مانده و در هواي آزادي تنفس كند .

 بيا اي بهانه كه سرماي دستانم در تبلوره حضور دستانت

 بودن خود را باور مي كند

عشق تو برايم زيباتر از هر زيبايي و با شكوه تر از هر منظره اي ميباشد

 تو دنياي ناشناخته اي هستي كه تنها با ظهورت می توان آنرا كشف كرد

به اندازه همه ي دنيا دوستت دارم

و  به اندازه ي تمام ستايشگران ستايشت مي كنم

اگر در راه عشق تو وجودم را به هزاران تكه قسمت كنند

 هر تكه آن با صداي بلند فرياد ميزند

 تو را دوست دارم 

 من دوستت دارم

نگاهم تا ابد تا لحظه روئيدن مطلق به دنبال نگاه تو خواهد بود

 

لينک ثابت |جمعه 1385/02/08|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
سلام جانم
نوشته شده توسط : حمزه
لينک ثابت |یکشنبه 1385/02/03|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نمى دانم چرا؟
نوشته شده توسط : حمزه


"وبعد از رفتنت"
شبى از پشت يك تنهايى نمناك و بارانى،ترا با لهجة گلهاى نيلوفر صدا كردم
تمام شب براى باطراوت ماندنِ باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم
پس از يك جستجوى نقره اى در كوچه هاى آبى احساس
تو را از بين گلهايى كه در تنهائى ام روئيد، با حسرت جدا كردم
و تو در پاسخ آبى ترين موج تمناى دلم گفتى
دلم حيران و سرگردان چشمانى است، رؤيايى
و من تنها براى ديدن زيبايى آن چشم
 تو را در دشتى از تنهايى و حسرت رها كردم، همين بود آخرين حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگينت
حريم چشمهايم را به روى اشكى از جنس غروب ساكت ونارنجى خورشيد وا كردم
نمى دانم چرا رفتى؟
نمى دانم چرا؟ شايد خطا كردم
و تو بى آنكه فكر غربت چشمان من باشى
نمى دانم كجا، تاكى، براى چه، ولى رفتى
و بعد از رفتنت يك قلب دريائى ترك برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمى خاكسترى گم شد
و گنجشكى كه هر روز از كنار پنجره، با مهربانى دانه برميداشت
تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشم هايم خيس بارانى بود
و بعد از رفتنت انگار كسى حس كرد
كه من بى تو تمام هستى ام از دست خواهد رفت
كسى حس كرد من بى تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
و بعد از رفتنت دريا چه بغضى كرد
كسى فهميد تو نام مرا از ياد خواهى برد
و من با اينكه ميدانم تو هرگز ياد من را با عبور خود نخواهى برد
هنوز آشفته چشمان زيباى توأم
برگرد
ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از اين همه طوفان  وهم وپرسش و ترديد
كسى از پشت قاب پنجره، آرام و زيبا گفت
تو هم در پاسخ اين بى وفائى ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم
و من در اوج پائيزيترين ويرانى يك دل
ميان غصه اى از جنس بغض كوچك يك ابر
نمى دانم چرا؟
شايد به رسم و عادت پروانگى مان
براى شادى و خوشبختى باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم.

لينک ثابت |یکشنبه 1385/02/03|

آخرین مطالب ...

آيا مي‌دانستيد كه تنهايي براي سلامتي مضر است.
بی تو
دل من سخت شكست
عبور ممنوع
اس ام اس مذهبی ویژه ماه مبارک رمضان
کاش کسي تو دلمون پا نميذاشت...
یه سری عکس خای درخواستی
دلتون آب نشه یه وقت بابا عکسه چیری نیست
تقدیم به تمام دوستام در سال جدید
سال نو مبارک


موضوعات


پیوند وبلاگ
فال
قالب رایگان
پارسی موزیک
دانلود آهنگ
شرکت ترانه
parsvidio
سایت گوگوش
سایت افشین
سایت شادمهر
سایتی برای دریافت جدید ترین نرم افزار های روز
عضویت در بزرگترین و جذابترین گروه ایرانیان
سایت های خارجی را با زبان فارسی باز کنید
مجموعه خرید 200 کارتون دوبله

SHophaa
Far30Mobile
زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگ ترین سایت موزیک ایران
صندوق طلا
هاست و دامين
سرگرمی : تفریحی
نویسنده وبلاگ

حمزه
آمار سایت
كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS
لوگوی دوستان
">" dir="ltr" size="20">

کد های جاوا
کدهای خفن جاوا اسکریپت

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ

Powered by DLE
Design by FlasH.

Copyright
2005-2006 www.lifez.ru