| |
| |
|
صدا کن مرا صدای تو خوب است . صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن می روید . در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم . بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگاست . و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمیکرد. و خاصیت عشق این است . کسی نیست ، بیا زندگی را بدزدیم ، آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم . بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم . بیا زودتر چیزها را ببینیم . ببین ، عقربک های فواره در صفحه ی ساعت حوض زمان را به گردی مبدل می کنند . بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام . بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را . مرا گرم کن
|
|
 |
| |
|
"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!
|
|
 |
| |
|
|
|
 |
|
|
|
| |
|
كاربران آنلاين:
نفر
تعداد بازديدها:
RSS
|
|
 |
|
|