صدا کن مرا صدای تو خوب است . صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن می روید . در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم . بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگاست . و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمیکرد. و خاصیت عشق این است . کسی نیست ، بیا زندگی را بدزدیم ، آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم . بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم . بیا زودتر چیزها را ببینیم . ببین ، عقربک های فواره در صفحه ی ساعت حوض زمان را به گردی مبدل می کنند . بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام . بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را . مرا گرم کن
پیوند روزانه
جستجو درسایت
"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!
لوگوی دوستان
قالب ساز
تبلیغات شما
نوشته شده توسط
: حمزه
چه شبیه امشب....
آقا جونم نمیدونم چرا این قده بی پناهم....
خالی از هر چیز خوب تو دنیاست......
خیلی خسته ام......
آقا جون زیارت عاشورات جا این که آتیش دلمو خاموش کنه بدتر کبابم میکنه.....