صدا کن مرا صدای تو خوب است . صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن می روید . در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم . بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگاست . و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمیکرد. و خاصیت عشق این است . کسی نیست ، بیا زندگی را بدزدیم ، آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم . بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم . بیا زودتر چیزها را ببینیم . ببین ، عقربک های فواره در صفحه ی ساعت حوض زمان را به گردی مبدل می کنند . بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام . بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را . مرا گرم کن
پیوند روزانه
جستجو درسایت
"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!
لوگوی دوستان
قالب ساز
تبلیغات شما
چه کسی این چنین دل سپرد به عمق نگاه شب
نوشته شده توسط
: حمزه
چه کسی این چنین دل سپرد به عمق نگاه شب
که این چنین من سپردم
چه ارامشی را یافت در این سیاهی و سکوت که من یافتم
چه فاصله ی سردی است از من تا ستاره ها
تا عمق وجود شب
ای سزاوار تندیس حرفهایم
کاش واژه ها قدری با تو سر کشی لحظه ها را
به نوشتن ارامش وا می داشتند
و این چنین ناکامی ارزویم را به حقیقتی تلخ نمی سپردند
ومن چه اسانوار به تماشای این تکرار نشسته ام
ای سزاوار ترین
چه سکوتی است هر شب تو را با من
وچه رازی است در نگاهم به نگاه رویایی تو...مهربانم
و چه دوست میدارم تو را
پروردگارا...