صدا کن مرا صدای تو خوب است . صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن می روید . در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم . بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگاست . و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمیکرد. و خاصیت عشق این است . کسی نیست ، بیا زندگی را بدزدیم ، آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم . بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم . بیا زودتر چیزها را ببینیم . ببین ، عقربک های فواره در صفحه ی ساعت حوض زمان را به گردی مبدل می کنند . بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام . بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را . مرا گرم کن
پیوند روزانه
جستجو درسایت
"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!
لوگوی دوستان
قالب ساز
تبلیغات شما
دستانم تشنه ی دستان توست
نوشته شده توسط
: حمزه
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم
چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
اين عشقي که به من بخشيدي براي هميشه زنده خواهد ماند تو هميشه آنجا هستي ،هنگاميکه فرو افتم ضعف مرا مي ستاني و به من نيرو وقدرت مي بخشي و براي هميشه دوستت خواهم داشت و در کنارت مي مانم همچو فانوسي در تاريکترين شبها بالهايي خواهم بود، که در طول پرواز ياري ات خواهم کرد و در طوفان سر کش ،سر پناهي براي تو خواهم بود