تبليغاتX
خدار رو چه دیدی شاید با تو باشم - دل من سخت شكست
به وبلاگ من خوش آمديد

مطمئن باش و برو فرزانه ...............

مطمئن باش و برو
ضربه‌ات كاري بود
دل من سخت شكست
و چه زشت
به من و سادگي‌ام خنديدي
به من و عشقي پاك
كه پر از ياد تو بود
و خيالم مي‌گفت تا ابد مال تو بود
تو برو ، برو تا راحتتر
تكه‌هاي دل خود را آرام سر هم بند زنم

 

 

زوركي نخند عزيزم ...

زوركي نخند عزيزم ...

مي دونم اومدي بازي ، نمي خوام تو اين آخرين بازي زندگيم ، ببازي ، خودتو راحت كن و فكر كن كه جبران گذشتست ، اومدي بشكني بشكن ، از من ساده چي مونده ؟ قبل تو هر كي بوده تموم تار و پود و سوزونده ، تو هم از يكي ديگه سوختي ميخواي تلافي باشه ، بيا اين تو و دل و باقي احساسي كه مونده ، دل ما اونقده پارست ، موندنش مرگ دوباره است ، آسمون سينه ي ما خيلي وقت بي ستارست ، هميني كه باقي مونده ، واسه دلخوشیه تو ، بشكن ، تيكه تيكه هام رو بردن ، آخرينشم تو بكن و ببر ، يقتو نمي گيره هيچ كس آخه من اينجا غريبم ، بزن و برو عزيزم مثل هر كس كه زد و برد ، طفلي اين دل كه هميشه به گناه ديگرون مرد ، نفرتت رو از غريبه سر يك غريب خراب كن ، خنده ي كوتاهمم رو بيا گريه كن ، عذاب كن ، مهمم نيست كه چه جرمي يا گناهي داشت اين دل ساده من ، باقي دلم يه مشت خاك ، همينم ميخوام نباشه ، عقده هاي يك شكست رو خالي كن سر دل من ، ديگه متروك مونده و سرد خاك پير ساحل من ، از نگاهات خوب مي فهمم كه تو فكرت يه فريبه ...

 بازي بسه پاشو بشكن من غريب و تو غريبه ...

 

 

 

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم فراموش نشدنی

 کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم فراموش نشدنی نه حاشیه ای از یاد رفتنی !

 

اگر در زندگي ..

 اگر در زندگي جرات عاشق شدن را نداري لااقل شعور معشوقه بودن را داشته باش !!!

 

خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است ...

کلاس ادبيات معلم گفت: ... فعل رفت را صرف کن!... رفتم ..رفتي. رفت.. ساکت ميشوم ميخندم !... ولي خنده ام تلخ ميشود،... استاد داد ميزند خوب بعد ادامه بده و من ميگويم: رفت... رفت... رفت ... و دلم شکست، غم رو دلم نشست، رفت شاديم بمرد، شور از دلم ببرد ،... رفت ..رفت ..رفت... و من ميخندم و ميگويم...  خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است ... کارم از گريه گذشته است به آن ميخندم

 

 

برقراري ارتباط با مشترك مورد نظر مقدور نمي باشد !!!!

 براي شنيدن صداي كه دوستش ميداري همين لحظه هم بسيار دير است، افسوس خواهي خورد زماني را كه آن سوي سيم ها كسي بي احساس ميگويد: برقراري ارتباط با مشترك مورد نظر مقدور نمي باشد !!!!

 

 

ديوانه باران نديده !

 سهراب گفتي:چشمها را بايد شست..... .شستم ولي !......... گفتي: جور ديگر بايد ديد.......ديدم ولي !.............. گفتي زير باران بايد رفت........رفتم ولي !............. او نه چشمهاي خيس و شسته ام را..نه نگاه ديگرم را...هيچ کدام را نديد !!!! فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت: " ديوانه باران نديده !! "

 

+ نوشته شده توسط حمزه در پنجشنبه 1388/06/12 و ساعت 10:49 بعد از ظهر |


"
کدهای خفن جاوا اسکریپت

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ

>